جملک

خنده دار ترین ها

دیشب شوهرخالم رفته بود پمپ بنزین بنزین بزنه انقد صف طولانی بوده یادش رفته تو صفه ، وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک فرار کرده گازشو گرفته رفته !تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

مامانم مدیر ساختمون شده از دیشب با بابام سرسنگینه !
میگم چی شده ؟ میگه شارژو دیر به دیر میده !
مامان جو زده ست داریم ؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

آقا ما یک فروند برادر داریم که با بالش کشتی میگیره شکست میخوره ، تازه بعضی وقتا مصدومم میشه … تازه بعد شکست خوردنشم باید یه دوره ریکاوری براش بزاری !
در این حد حرفه ایه !!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 18:13 توسط نازلی|

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 13:43 توسط نازلی|

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 13:28 توسط نازلی|

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 13:25 توسط نازلی|

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﻲ ﮔﻪ :

ﺑﺮﻭ ﻳﻪ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﻭﺍﺳﻢ ﺑﮕﻴﺮ

ﭘﺴﺮﻩ : ﻛﻮﻻ ﻳﺎ ﭘﭙﺴﻲ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻛﻮﻻ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺩﺍﻳﺖ ﻳﺎ ﻋﺎﺩﻱ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺩﺍﻳﺖ

ﭘﺴﺮﻩ : ﻗﻮﻃﻲ ﻳﺎ ﺷﻴﺸﺔ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻗﻮﻃﻲ

ﭘﺴﺮﻩ : ﻛﻮﭼﻚ ﻳﺎ ﺑﺰﺭﮒ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺍﺻﻼ ﻧﻤﻴﺨﺎﻡ .. ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺏ ﺑﻴﺎﺭ

ﭘﺴﺮﻩ : ﻣﻌﺪﻧﻲ ﻳﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﻛﺸﻲ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺍﺏ ﻣﻌﺪﻧﻲ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺳﺮﺩ ﻳﺎ ﮔﺮﻡ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻴﺰﻧﻤﺘـــــــــ ­ﺎ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﻳﺎ ﺩﻣﺒﺎﻱ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺣﻴﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ­ﻭﻭﻥ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮ ﻳﺎ ﺳﻚ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﮔﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﺎﻡ

ﭘﺴﺮﻩ : ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻳﺎ ﺑﺎ ﺩﻭ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺑﺎ ﻫﺮﭼﻲ ﺑــــــﺮﻭ ﻓﻘﻂ ﻧﺒﻴﻨﻤﺖ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎﻫﺎﻡ ﻣﻴﺎﻱ ﻳﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﻡ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻴﺎﻡ ﻣﻴﻜﻮﺷﻤــــــــﺖ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﻳﺎ ﺳﺎﻃﻮﺭ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺳﺎﻃـــــــــﻮﺭ

ﭘﺴﺮﻩ : ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﻢ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻳﺎ ﺗﻴﻜﻪ ﺗﻴﻜﻪ

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺧـــــﺪﺍ ﻟﻌﻨﺘﺖ ﻛﻨﻪ .. ﻗﻠﺒﻢ ﻭﺍﻳﺴﺎﺩ

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺒﺮﻣﺖ ﺩﻛﺘﺮ ﻳﺎ ﺩﻛﺘﺮﻭ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﺍﻳﻨﺠﺎ

نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 18:1 توسط نازلی|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظرتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظرتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظرتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظرتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظر

 

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنظرتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 12:43 توسط نازلی|

سلام

خواهش میکنم اگه نظر نمی دید به ادامه مطلب نرید

روزانه خیلی ها از این وب دیدن میکنن اما تعداد خیلی کمی نظر میزارن

شما با نظر دادنتون من رو به ادامه کارم تشویق می کنید پس خواهش میکنم نظر بدید

راستی این وبلاگو تازه درست کردم پس خواهش میکنم بدون نظر از اینجا بیرون نرید

شما من رو لینک کنید بهم خبر بدید تا من همون لحظه شمارو بلینکم

 

 

 

 

 

 

 

 

جیگر باباها

ناموس داداشا

هووی مامانا

عشق پسرای محل

دخمل خوجملا

گوگولی مگولیا

روزتون مبارکتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 0:7 توسط نازلی|

عاقا شماهم اینجوری اید یا فقط من ازاین مشکلا دارم

که وقتی لپ تابمو روشن میکنم باید با جرثقیل بلندم کنی

 

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تهدید من برای مامانم:

میرم تواینترنتا

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

دقت کردین هر چی مهمونی رسمی تر باشه

جاهای حساس بدن بیشتر خارش میگیره

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 دقت کردین از یه وسیله ای صدای گ.و.ز که در میاد همه به تو مشکوک میشن

بعد حالا هی میخوای اون صدارو دوباره در بیاری اما نمیشه

اصلا خیلی شرایط سختیه

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

 

 

دیگه از این به بعد مامانم کارم داره میاد مودمو خاموش میکنه

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

احساس من نسبت به اینترنت:

۱ـ تو بد ترین شرایط ارومم میکنه

۲ـ بدون اون زندگی محاله

۳ـنمی دونم چرا ولی یه حسی منو به طرف اون میکشونه

۴ـجای همرو برام پر کرده لامصب

۵ـ اصلا جای مخاطب خاصمم گرفته اونم منو تو دوراهی گذاشته

و چه لحظه سختیست لحظه جدایی از مخاطب خااااااااص

 

نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت 2:34 توسط نازلی|

  • بعد از خواندن این متن مرا در یافتن مادر واقعی حمایت کنید
    عاغا ما تو حیاط خلوت یه کابینت داریم یه بار به قصد تمیز کردن سرمو داخل کابینت کردم یهو یه گربه از تو کابینت شیرجه زد تو صورتم
    من: جییییییییییییییییییییییغ
    مامانم: زهرمار بیچاره گربه زهره ترک شد این چه جیغی بود من دیگه چیزی نمی گم خودتون قضاوت کنید تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

بزن ب سلامتی اون خاطره های خنده داری که با مخاطب خاصت داشتی ولی الان اون خاطره ها دلیل گریه هاته ........
یادش افتادی نه ????
.
.اه اه بسه بسه نمیخاد ادای عاشقارو در بیاری خخخخخخخخخخخخخخ

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

 

دیشب ساعت2-3 داشتیم درباره ی جن واینا حرف میزدیم!که یهو چشم خورد به حیاط دیدم یه نوری از تو حموم میاد! ینی خوف کردم اساسی!
من:وویی! ا تو حموم نور میاد!
داییم: لابد ظفرعلی و ممد علی ان!
من:ظفر علی کیه؟
داییم: بابا همون جنا که گفتم باهاشون دوستم!
من:مسخره بازی در نیار!برو ببین نور چیه!
حالا داییم رفته تو حیاط، اینم مکالمش با مثلا جنا:
داییم:ممد علی نگفتم دو تا فلافل بخرین ببرین خوابگاه بخورین؟ واس چی اومدین اینجا؟ ها؟
جنا:.....!
داییم: خب حالا! نمی خواد گریه کنی!ای واویلا! ممد، ظفرعلیو چرا اوردی باهات؟
جنا:.....!
داییم:یا بخوابین همینجا تو حیاط یا برین خوابگاه! به موتورمم دس نمیزنین ها!دِ ولم کن دیگه!
خلاصه یه عالمه باهاشون حرفیده بعد اومده داخل! ماهم که درحال مرگ اَ خنده! حالا خودش یه لبخندم نمیزنه ها!
الان زنگیده بهم میگه: ممد و ظفرو ندیدی؟ اَ دیشب نمیدونم کجا رفتن هنو نیومدن؟!!!!!!!!!
من: تا دم زبانکده باهام بودن! احتمالا دخترای سانتی مانتال زبانکده رو دیده موندن همونجا!
داییم: ای خدا !هی به ای ممد گفتم این ظفر علی جنبه نداره، هرجامیری نبرش با خودت! اومدن اومدن! کدوم گوری بودین تا این موقع؟ ها؟
بعدشم قطع کرد! عایا مارو باید خونوادگی به روانشناس نشون بدن؟ عایا ما دیوونه ایم؟ عایا باید ببرنمون تیمارستان؟!!
ایشالا ممد علی بیاد سراغت اگه تاییدش نکنی!
ایشالا ظفر علی بیاد نصفه شب سراغتون اگه لایک نکنید!!! 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 20:41 توسط نازلی|

پسر عمم با یه دختره دوس شده بود فک کنم اولین بارش بود؛ میخواستن برن کافی شاپ؛ بهم اس داد گفت چی بخوریم که هم باکلاس باشه هم ارزون؛ من فینگلیش اس دادم moz bastani (موز بستنی) بخور؛ رفته بود هرکافی شاپی پرسیده بود بهش خندیدن گفتن نداریم؛آخرش فهمیدم میگفته موز باستانی دارین؟
یعنی اینا لکه ننگ فامیلنا

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

معمولا اتوبوس های دانشگاه یزد و دانشگاه آزاد تو ساعت تموم شدن کلاسها از شدت جمعیت در حال انفجارند ..سر یکی از ایستگاه های واحد ، یه خانم مسنی با ۲ تا شونه تخم مرغ می خواست از درب خواهران سوار اتوبوس بشه ،بنده خدا دید اگه بخواد معمولی سوار بشه تخم مرغ ها بین فشار جمعیت له میشن!

خانم ابتکار به خرج داد و پشتش رو کرد به سمت در و دنده عقب از پله ها اومد بالا ...
... راننده کلید درب رو زد و درب داشت بسته می شد که حاج خانم با لهجه شیرین یزدیش داد زد :

آقای رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لایِ در!
خودتون تصور کنید یه اتوبوس پر از داشنجوی دختر و پسر چطوری منفجر شد!

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

بچه که بودیم یه روز خواهرم اومد با خوشحالی بهم گفت:بدو که یه بسته بادکنک پیدا کردم...خلاضه همه رو باد کردیم و یه نخ بهشون بستیم و دویدیم تو کوچه...هر کی می رسید با خنده می پرسید اینا رو از کجا آوردین؟ ما هم خوشحال می گفتیم از تو کمد مامانو بابام...یکی دو ساعتی که پرسه زدیمو آبرو ریزی کردیم یکی از همسایه ها از تو کوچه جمعمون کرد و سپردمون دست مامانمون !!

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن
یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم
و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه
به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

دوستااان یه چی بگم منفجر شید از خنده!
روز پدر بودو همه فک و فامیل خونه بابابزرگم جمع بودیم,وقت شام شد,دلتون نخواد شام قیمه بادمجون بود.
همه حالته سفره گرفتن که شامو بزنن بر بدن!خاله ی گرام بنده وقتی جمع در سکوت بود با صدایی بلند و رسا گفت: من خیلی بادمجون دوست دارم,ولی هروقت لب میخورم بادمجونم باد میکنه!!

 

 

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه
منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند
یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

اومدم خونه، مادربزرگم تا منو دید گفت:
بالاخره یاد گرفتم sms بدم! گفتم :چی میگی؟
عمراً اگه یاد گرفته باشی!
اینو گفتم و رفتم تو اتاقم...
چند ثانیه بعد یه مسیج با این مضمون از طرف مادربزرگم اومد:
گه نخور...!

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

مامانم وقتی نماز می خونه با هر ا.. اکبر بلندی که میگه یه منظوری داره. اون موقع من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه. چراغی روشن نباشه. یه روز تمام اینارو چک کرده بودم بازم ا.. اکبر ادامه داشت وقتی نمازش تموم شد باعصبانیت گفت مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولرو روشن کن

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

ابام هر وقت میخواد بیاد تو اتاقم با یه شدت عجیبی در رو باز میکنه...!
همین روزاست که اول گاز اشک آور قِل بده تو بعد با پاش بزنه در رو بشکونه بیاد

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تو تاکسی نشسته بودم یه خانومه با پسرش هم بغلم بودن یهو پسرش به مامانه گفت مامان یادته تو خونه دایی گوزیدی؟ یهو مامانه به راننده گفت همین جا پیاده میشیم بیچاره انقدر هول شده بود در ماشینو زد به یه ماشینه راننده گفت خانوم گوزیدی که گوزیدی ریدی تو ماشین.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

بچه بودیم یه بار با داداشم دعوام شد مث خر کتکش زدم بعد زد زیر گریه شرتشو کشید پایین گفت من دو تا غده دارم تا یه سال دیگه میمیرم اینقد کتکم نزن!...

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

شرایط بحرانی ینی اینکه
بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم، پسورد لپتاپت چیه؟!
تو هم رمزت از خاک بر سری ترین کلمات تشکیل شده باشه!

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تو پارک قدم میزدم یه بچه ۳-۴ ساله دستشو پشتش گره زده بود تند راه میرفت مامانشم پشت سرش هی میگفت امیرمحمد صبر کن کارت دارم یه دفه وایساد داد زد :مامان ولم کن دیگه منم مشکلات خاص خودمو دارم

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

امروز به دختر همسایه بغلیمون گفتم :امسال سعادت نداشتیم نذری شما رو بخوریم
برگشته بهم می گه :سعادت نمی خواست، اگه قد یه نخود شعور داشتی و تو این ۱۵ سال یه بار به جای «خدا قبول کنه» یه گل میذاشتی تو ظرف و پس میدادی الان با توله هامون پای دیگ بودیم!

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

یه پسر عمو دارم۴سالشه. عاشق یه دختر ۲۲ ساله شده. اینا به کنار. چند روز پیش خواب بودم بیدار شدم دیدم چاقو گذاشته روی رگش و به من میگه یا برام میری زن میگیری یا میرم خودمو می کشم.

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

میخاستم اتاقمو جاروبرقی بکشم و در حینش آهنگم گوش کنم!
ام پی ۳ مو روشن کردم شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن
بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم.
هدفونو در آوردم گفتم، جانم مامان؟!
گفت جارو خاموشه!!!
منومیگی

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

سر جلسه امتحان داشتم تقلب میکردم، مراقبه (زن) یهو منو دید. منم سری تقلبو گذاشتمش لای پام...
یهو دیدم طرف با عصبانیت اومد بالا سرم بهم گفت :زود باش اونی که لای پاته بده من ببینم!!!!

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

من واس شاگرد اول شدن تقلب نمیکنم، درسم نمیخونم، فقط جملکو به شاگرد اولای کلاس معرفی کردم! بعله همچین آدم کصافطیم من!!

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

بابام داشت به دوستش شنا یاد میداد
گفت :حالا پاهای عقبتو تکون بده!

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

بچه دوست مامانم اومده بود خونمون ۵ سالش بود اومده بود خونمون داشت نقاشی میکشید بهش گفتم عمو چند سالته گفت حرف نزن دستم خط میخوره عبصانی میشم میزنم شل و پلت میکنما!
منو میگی؟؟؟؟؟؟؟
گودزیلان اینا. ما بچه بودیم از خجالت جلوی حرف بزگترا شلوارمون خیس میشد!

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

یه پسرداییه گودزیلا دارم اومده بودن خونمون سراینکه گوشیمو ندادم بهش قهر بودبعد یواشکی رفته به مامانم میگه من اون عروسک خرسه رو میخوام مامانم بهش گفته برو خواهش کن بهت میده برگشته گفته عمه به نظرت ارزششو داره بهش رو بندازم؟؟

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

امروز دوستم داشت با یکی دعوا میکرد/رو کرد به من گفت این یارو زبون آدمیزاد سرش نمیشه بیا تو باهاش حرف بزن...

 

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن
بعدش من لپای دختررو کشیدم گفتم اسمت چیه؟
پسره عصبی شد گفت زهرا اسمتو بهش نگو

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

برادر زادم کلاس دوم ابتداییه، تازگیا گوشی گرفته یه عکس بهم نشون داده میگه :عمو این دختره خشکله؟ میگم کیه؟ میگه زنمه دیگه!!!! رفته بودیم اردو یواشکی ازش عکس گرفتم.

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

واسه باغمون سگ خریدیم بستیم که دزد نیاد،
سگو دزدیدن!

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 15:14 توسط نازلی|


آخرين مطالب
» فک و فامیل
»
»
»
» ....
»
»
»
» خاطرس ما داریم ایا؟
» خاطرات خنده دار


قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت